تبليغاتX
روزوشب - زن زاده نمی شود...

سیمون دوبوآر می گوید:« زن زاده نمی شود، بلکه ساخته می شود».

فمینیست ها معتقدند در جوامع مردسالار نقش های جنسیتی از طریق فرایند جامعه پذیری در جامعه شکل می گیرد و در این فرایند عوامل مختلفی دخالت دارند و مهم ترین آنها لااقل در جامعۀ امروزی رسانه های جمعی اند که با تولیدات خود مناسبات جنسیتی را دوباره و از نو تولید می کنند.  

پايگاه اجتماعي  وضعيیتی است که يک فرد درزماني معين و نظامي خاص  بدست می آورد. پايگاه، مجموع حقوق و وظايف هر فرد است.  درهمه ی جوامع فاکتورهای معيني را به عنوان معيار براي نسبت دادن پايگاه به هر فرد در نظر مي گيرند. ساده ترين و عمومي ترين اين معيارها جنسيت است. به نظر مي رسد برای تقسيم  پايگاه ها، جنسيت معياري اصلی در همه ی نظام هاي اجتماعي باشد. همه ی جوامع نگرش ها و فعاليت هاي متفاوتي براي زنان و مردان تعيين مي کنند و آن را فرهنگ تعيين  مي کند و این فرهنک را رسانه ها رواج می دهند و در این میان سینما و تلویزیون به عنوان پر مخاطب ترین رسانه ها به دلیل در دسترس بودن و البته تصویری بودن، خواسته یا ناخواسته مهمترین نقش ها را بر عهده دارند. رساته هایی که با ارائه هر نشانه ای از این دو جنس نقش های جنسیتی تازه ای را برای آنها رقم خواهد زد.  نقش های جنسیتی، انتظارات متفاوتی است که در هرجامعه ای از زنان و مردان با توجه به پایگاهی که دارند وجود دارد . محتواي اين نقش ها در فرهنگ هاي مختلف وحتي در درون يک فرهنگ نيز مي تواند متفاوت باشد . رسانه ها  می توانند یکی از همین نقش ها- حتی با سابقه طولانی - را در یک جامعه از میان بردارند یا جایگزین کنند و سرانجامِ این روند ، با توجه به اینکه مسیر در پیش گرفته چقدر درست است قابل پیش بینی است.

موضوع این گفتار زنانند.  وجود نابرابری در به تصویر کشیدن زنان و مردان در رسانه های تصویری ایران همان مسیر نادرستی است که در پیش گرفته شده است. در نظام مردسالار ایران، رسانه های جمعی به عنوان ابزار های مردسالارانه به کار گرفته و  نقش های جنسیتی دراین رسانه ها براساس تبعیض میان دوجنس به تصویر کشیده  می شوند. تلویزیون به عنوان یک رسانه قدرتمند و البته عامه گرا از زن تصویری غلط ارائه می دهد و سینما برای جبران آن به عنوان رسانه ای با مخاطبان خاص تصویری غلط تر.غالباً  زن در تلویزیون موجودی منفعل، بی استعداد، مجهول، هیجان زده، کم تحمل و کودک سان به نمایش گذاشته می شود و در سینما یک موجود فرا واقع و بیش از اندازه قدرتمند. تصاویری که هیچ کدام گویای یک زن ایرانی نیستند. تصاویری که هر کدام از دو سوی این بام آویزان شده اند به زودی سقوط خواهند کرد و زنان این جامعه را با خود به زمین خواهند زد. زنانی که هیچ الگوی درستی برای پذیزش ندارند و در یک خلع از همه این تصاویر به شکل کلی و مبهمی الگو برداری می کنند. می خواهند قوی باشند، الگو ها می گویند که می توانند پلیس و آتشنشان باشند اما تبدیل می شوند به زنانی با چادر های مشکی در گوشه و کنار شهر که شاید بتوانند دست مجرمی که از قضای روزگار زن است را بپیچاند .

تلویزیون با ارائه زنانی سرشار از بی خردی در برنامه های طنز و زنانی منحصر به دو دسته زنان خوب و زنان بد در سریالهای خانوادگی و سینما با به تصویر کشیدن زنانی که می توانند خانه شوهرانشان را ترک کنند، موتور سواری کنند،آدم های مهمی باشندو... زنان راسرخورده می کنند. زنانی که واقعی نیستند، نه حماقتشان و نه شهامتشان، نه تنها نمی توانند برای زنان الگوی مناسبی به دست دهند و حس اتکای به نفس  دختران نوجوان را از جنسیتشان ایجاد و تقویت کنند که با ارائه تصویری غلط به زنان به عنوان نیمی از جامعه که قرار است در یک جامعه مرد سالار از سوی مردان جدی گرفته شده و مورد اطمینان قرار گیرند صدمه وارد می کند.

این افراط و تفریط گری و این سطحی نگری رسانه ها ضربه ای مهلک است بر پیکره فرهنگ این جامعه. همانگونه که سطحی نگری در واژه هایی مانند فمنیسم از طرف رسانه های ما  آن را به چیزی در حد "مردان پیشبند پوش" تبدیل کرد با ادامه این مسیر چیزی نخواهد گذشت که از مدیران ، مسئولان، اساتید و ... زن برایمان تبلیغات بازرگانی خنده دار بسازند.

هرچند مسائل بسیاری مانند محدودیت های رسانه های ایرانی- و البته اسلامی!- در به تصویر کشیدن و سپردن نقش ها و شخصیت های کامل به هنرپیشگان زن در این خصوص اهمیت بسیار دارد اما می توان عدم توانایی نویسندگان عرصه سینما و تلویزیون را در خلق شخصیت های درست زنانه با بار عاطفی یا کمدی و یا ...  مزید بر علت دانست.

رسانه های پرمخاطبی مانند تلویزیون با میزان تاثیرگذاری که از آن در هنگام پخش سریالهایی مانند شبهای برره(لهجه برره ای) در میان مردم سراغ می رود، این بار با سریال هایی مانند "سه در چهار" تجربه خطرناکی را می آزماید. تلویزیون با پخش چنین برنامه هایی علاوه بر سرگرم ساختن مردم و به خنده واداشتن آنها چیزی به نام اعتماد به زنان را در جامعه از بین خواهد برد و آنان را صرفاً تا حد انسانهایی بی دست و پا – هرچند مثلاً به بهانه نمایش سادگی و بی آلایشی زن ایرانی- یا در حد " غصه خور خانواده" نزول خواهد داد.

در رسانه های تصویری ایران نیز ماتتد بسیاری دیگر، جای تولیداتی در حد وسط و متعادل که هم برای مخاطب عام و هم خاص تصویری درست ارائه دهد خالی است.نه آنقدر سطحی که به دیدنش نیرزد و نه آنقدر ثقیل که درک نشود. نمایشی که بخنداند و بگریاند اما به بهایش.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 3:54 قبل از ظهر  توسط روز  |